X
تبلیغات
آهوی ایرانی

استبرق

آهوی ایرانی

باتلاقی شور

پیچک صحرایی

باتلاقی شور

تورنسل

تورنسل

استبرق

+ نوشته شده توسط مهدی شریفی در شنبه ششم آذر 1389 و ساعت 21:20 |

این مطلب بخشی از گزارشی با همین عنوان است که توسط آقای دکتر همامی نوشته شده است.

معرفی مجدد و انتقال گونه ها به مناطق دیگر برای حفاظت

چرا انتقال و جابجايي گونه ها به عنوان يك گزينه مديريتي مطرح است ؟

جابجایی حیوانات در مدیریت حیات وحش سابقه ای طولانی دارد. انتقال گونه ها با هدف حفظ گونه ها برای مدت زمان طولانی تر، ثبات اکوسیستم ها و تلاش در جهت حفظ خدماتی که گونه ها و اکوسیستم ها برای انسان به ارمغان می آورند صورت می گیرد. این کار ممکن است به چند شکل مختلف صورت گیرد:

1-  معرفی حیوانات به مناطق جدیدی که قبلا در آن حضور نداشته اند. این نوع انتقال در قالب بحث معرفی گونه های غیر بومی و خطرات متعددی که این کار در بر دارد می گنجد که در اینجا از بحث بیشتر در مورد آن پرهیز می گردد. این نوع انتقال تنها زمانی می تواند توجیه حفاظتی داشته باشد که آخرین بقایای یک گونه در زیستگاه اصلی خود با خطر شدید انقراض مواجه باشند. در این صورت انتقال آنها به مناطق ایزوله بعنوان مثال جزایر کوچکی که ضمن فراهم آوردن محیط امن و مساعد برای رشد، امکان اشغال زیستگاه های جدید را از گونه سلب می کند، می تواند یک راهکار حفاظتی مؤثر باشد.

2-  انتقال گونه ها به مناطقی که قبلا در آن منقرض شده اند (Reintroduction). هدف از این کار وارد کردن مجدد گونه به منطقه ای با زیستگاه های مناسب برای گونه است که قبلا گونه مورد نظر در آن منطقه به دلایلی منقرض شده است. این نوع انتقال یکی از مرسوم ترین روش های حفاظتی در دهه های اخیر بوده است و مثال های زیادی در مورد موفقیت های کسب شده حاصل از معرفی مجدد گونه های در خطر انقراض وجود دارد. از طرف دیگر معرفی مجدد گونه ها در بسیاری موارد با شکست مواجه شده است، بطوریکه در مجموع می توان گفت فقط نیمی از تلاش های صورت گرفته برای انتقال گونه ها موفقیت آمیز بوده است.

3-  الحاق افرادی از یک گونه به جمعیت یا جمعیتهای کوچک و در حال کاهش از آن گونه .هدف از این کار، افزایش تنوع دموگرافیک و ژنتیک جمعیت هدف است.

4-  انتقال گونه های نزدیک از نظر تاکسونومیک و یا معادل های اکولوژیک گونه به مناطقی که گونه اصلی در آنها منقرض شده است (Rewilding). تفاوت این نوع انتقال با معرفی مجدد گونه این است که در این حالت گونه اصلی بطور کامل و در همه جا  منقرض شده است و جهت انتقال ناگزیر از گونه های مشابه استفاده می گردد. هدف از این کار حفظ ثبات جامعه اکولوژیک، کارکرد اکوسیستم و همچنین منفعت هایی است که انسان از گونه مورد نظر بطور مستقیم کسب می کند.

انگیزه اولیه از انتقال گونه ها گاهی ممکن است چیزی جز ایجاد یک جمعیت جدید و یا تقویت جمعیتهای در حال کاهش باشد. بعنوان مثال، افزایش تراکم جمعیت یک گونه در یک منطقه ممکن است کیفیت زیستگاه و به دنبال آن بقاء خود گونه را با خطر مواجه کند. در این شرایط اگر گونه ارزش حفاظتی داشته باشد و یا جامعه انسانی نزدیک به زیستگاه گونه، حذف فیزیکی گونه را نپذیرد، انتقال گونه یکی از بهترین گزینه های حفاظتی خواهد بود. انگیزه انتقال مکرر تعدادی از گوزن های زرد دشت ناز به مناطق دیگری از ایران، علاوه بر ایجاد جمعیت های جدیدی از گونه در کشور، محدود بودن ظرفیت برد پناهگاه حیات وحش دشت ناز نیز بوده است. 

آیا انتقال یک راهکار حفاظتی مناسب است؟

شکست های متعددی که برنامه های انتقال گونه ها با آن مواجه بوده اند و هزینه بر بودن این برنامه ها، انتقال گونه ها بدون توجیه حفاظتی قوی را با تردید روبرو کرده است. مهمترین دلایل شکست پروژه های انتقال را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1-  عدم وجود زیستگاه مناسب برای انتقال از نظر کیفیت و یا امنیت. ناموفق بودن انتقال گوزن زرد ایرانی از دشت ناز به منطقه زردلان کرمانشاه و همچنین شکست انتقال مجدد این گونه به زیستگاه های اصلی آن در جنگل های حاشيه رودخانه های دز و کرخه (در اولین مراحل انتقال) را می توان به دلیل عدم وجود امنیت کافی در این مناطق دانست. البته عدم موفقیت در برنامه انتقال مجدد گوزن زرد به دز و کرخه با برنامه های بعدی انتقال این گونه جبران گشت.  

2-  عدم تکرار انتقال افراد گونه به جمعیت هدف. موفقیت در پروژه های انتقال گونه ها مستلزم انتقال مکرر افراد به مناطق جدید می باشد. بدین معنی که پس از انتقال اولیه، جهت تقویت جمعیت ایجاد شده افراد دیگری در فاصله هاي زمانی مناسب به آن جمعیت اضافه گردند. این کار حد اقل تا زمانی که اندازه جمعیت منتقل شده به حداقل جمعیت زیستا ، برسد باید ادامه یابد.  

3-  عدم وجود مراقبت کافی از جمعیت منتقل شده. وضعیت افراد منتقل شده باید تا مدتها مورد پایش قرار گیرد. علاوه بر این، وضعیت زیستگاه از نظر فراهم آوردن غذا و آب برای جمعیت هدف باید مورد توجه قرار گیرد. در مواردی ممکن است برای موفقیت جمعیت منتقل شده نیاز به کنترل طعمه خواران و رقبا باشد. شایان ذکر است که افرادی که از طبیعت صید می شوند با توجه به سازگاری هایی که در محیط های طبیعی کسب کرده اند در مقایسه با افرادی که در حصار تکثیر  شده اند در برنامه های انتقال موفق ترند.

4-  عدم توجه کافی به ژنتیک جمعیتها، جمعیت شناسی و بوم شناسی حیات وحش در برنامه های انتقال گونه ها. این موردکه ممکن است بندرت در کشورهای در حال توسعه مشاهده شود شامل انتخاب تصادفی افرادی از یک جمعیت و انتقال آنها به منا طق دیگر بدون توجه به ویژگیهای ژنتیک و دموگرافیک جمعیتهای مبدا و هدف و همچنین نیازهای بوم شناختی گونه می باشد.

با توجه به موارد ذکر شده می توان گفت انتقال گونه ها نیاز به منابع مالی و انسانی قابل توجهی داشته و در عین حال احتمال شکست در آن بالاست، لذا بعنوان یک راهکار حفاظتی در وهله اول توصیه       نمی شود مگر اینکه توجیه حفاظتی قوی داشته باشد. این توصیه در حالی صورت می گیرد که فرض بر این است که در برنامه های انتقال، متخصصین حفاظتی حضور دارند و جمعیت مناسب برای انتقال از نظر ژنتیکی مورد بررسی قرار گرفته و ترکیب مناسب سنی- جنسی افرادی که انتقال می یابند تعیین شده است. عدم توجه به مسائل ژنتیک نه تنها خطراتی را برای بقاء جمعیت منتقل شده بوجود می آورد، بلکه خود می تواند مشکلات جدی برای گونه مورد نظر ایجاد کند.

همامي، محمودرضا. 1388. معرفي مجدد و انتقال گونه ها به مناطق ديگر براي حفاظت. گزارش ارايه شده به اداره كل حفاظت محيط زيست خوزستان.

+ نوشته شده توسط مهدی شریفی در دوشنبه یکم آذر 1389 و ساعت 22:36 |