استبرق

آهوی ایرانی

باتلاقی شور

پیچک صحرایی

باتلاقی شور

تورنسل

تورنسل

استبرق

استبرق

آهوی ایرانی

باتلاقی شور

پیچک صحرایی

باتلاقی شور

تورنسل

تورنسل

استبرق

این مطلب بخشی از گزارشی با همین عنوان است که توسط آقای دکتر همامی نوشته شده است.
معرفی مجدد و انتقال گونه ها به مناطق دیگر برای حفاظت
چرا انتقال و جابجايي گونه ها به عنوان يك گزينه مديريتي مطرح است ؟
جابجایی حیوانات در مدیریت حیات وحش سابقه ای طولانی دارد. انتقال گونه ها با هدف حفظ گونه ها برای مدت زمان طولانی تر، ثبات اکوسیستم ها و تلاش در جهت حفظ خدماتی که گونه ها و اکوسیستم ها برای انسان به ارمغان می آورند صورت می گیرد. این کار ممکن است به چند شکل مختلف صورت گیرد:
1- معرفی حیوانات به مناطق جدیدی که قبلا در آن حضور نداشته اند. این نوع انتقال در قالب بحث معرفی گونه های غیر بومی و خطرات متعددی که این کار در بر دارد می گنجد که در اینجا از بحث بیشتر در مورد آن پرهیز می گردد. این نوع انتقال تنها زمانی می تواند توجیه حفاظتی داشته باشد که آخرین بقایای یک گونه در زیستگاه اصلی خود با خطر شدید انقراض مواجه باشند. در این صورت انتقال آنها به مناطق ایزوله بعنوان مثال جزایر کوچکی که ضمن فراهم آوردن محیط امن و مساعد برای رشد، امکان اشغال زیستگاه های جدید را از گونه سلب می کند، می تواند یک راهکار حفاظتی مؤثر باشد.
2- انتقال گونه ها به مناطقی که قبلا در آن منقرض شده اند (Reintroduction). هدف از این کار وارد کردن مجدد گونه به منطقه ای با زیستگاه های مناسب برای گونه است که قبلا گونه مورد نظر در آن منطقه به دلایلی منقرض شده است. این نوع انتقال یکی از مرسوم ترین روش های حفاظتی در دهه های اخیر بوده است و مثال های زیادی در مورد موفقیت های کسب شده حاصل از معرفی مجدد گونه های در خطر انقراض وجود دارد. از طرف دیگر معرفی مجدد گونه ها در بسیاری موارد با شکست مواجه شده است، بطوریکه در مجموع می توان گفت فقط نیمی از تلاش های صورت گرفته برای انتقال گونه ها موفقیت آمیز بوده است.
3- الحاق افرادی از یک گونه به جمعیت یا جمعیتهای کوچک و در حال کاهش از آن گونه .هدف از این کار، افزایش تنوع دموگرافیک و ژنتیک جمعیت هدف است.
4- انتقال گونه های نزدیک از نظر تاکسونومیک و یا معادل های اکولوژیک گونه به مناطقی که گونه اصلی در آنها منقرض شده است (Rewilding). تفاوت این نوع انتقال با معرفی مجدد گونه این است که در این حالت گونه اصلی بطور کامل و در همه جا منقرض شده است و جهت انتقال ناگزیر از گونه های مشابه استفاده می گردد. هدف از این کار حفظ ثبات جامعه اکولوژیک، کارکرد اکوسیستم و همچنین منفعت هایی است که انسان از گونه مورد نظر بطور مستقیم کسب می کند.
انگیزه اولیه از انتقال گونه ها گاهی ممکن است چیزی جز ایجاد یک جمعیت جدید و یا تقویت جمعیتهای در حال کاهش باشد. بعنوان مثال، افزایش تراکم جمعیت یک گونه در یک منطقه ممکن است کیفیت زیستگاه و به دنبال آن بقاء خود گونه را با خطر مواجه کند. در این شرایط اگر گونه ارزش حفاظتی داشته باشد و یا جامعه انسانی نزدیک به زیستگاه گونه، حذف فیزیکی گونه را نپذیرد، انتقال گونه یکی از بهترین گزینه های حفاظتی خواهد بود. انگیزه انتقال مکرر تعدادی از گوزن های زرد دشت ناز به مناطق دیگری از ایران، علاوه بر ایجاد جمعیت های جدیدی از گونه در کشور، محدود بودن ظرفیت برد پناهگاه حیات وحش دشت ناز نیز بوده است.
آیا انتقال یک راهکار حفاظتی مناسب است؟
شکست های متعددی که برنامه های انتقال گونه ها با آن مواجه بوده اند و هزینه بر بودن این برنامه ها، انتقال گونه ها بدون توجیه حفاظتی قوی را با تردید روبرو کرده است. مهمترین دلایل شکست پروژه های انتقال را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:
1- عدم وجود زیستگاه مناسب برای انتقال از نظر کیفیت و یا امنیت. ناموفق بودن انتقال گوزن زرد ایرانی از دشت ناز به منطقه زردلان کرمانشاه و همچنین شکست انتقال مجدد این گونه به زیستگاه های اصلی آن در جنگل های حاشيه رودخانه های دز و کرخه (در اولین مراحل انتقال) را می توان به دلیل عدم وجود امنیت کافی در این مناطق دانست. البته عدم موفقیت در برنامه انتقال مجدد گوزن زرد به دز و کرخه با برنامه های بعدی انتقال این گونه جبران گشت.
2- عدم تکرار انتقال افراد گونه به جمعیت هدف. موفقیت در پروژه های انتقال گونه ها مستلزم انتقال مکرر افراد به مناطق جدید می باشد. بدین معنی که پس از انتقال اولیه، جهت تقویت جمعیت ایجاد شده افراد دیگری در فاصله هاي زمانی مناسب به آن جمعیت اضافه گردند. این کار حد اقل تا زمانی که اندازه جمعیت منتقل شده به حداقل جمعیت زیستا ، برسد باید ادامه یابد.
3- عدم وجود مراقبت کافی از جمعیت منتقل شده. وضعیت افراد منتقل شده باید تا مدتها مورد پایش قرار گیرد. علاوه بر این، وضعیت زیستگاه از نظر فراهم آوردن غذا و آب برای جمعیت هدف باید مورد توجه قرار گیرد. در مواردی ممکن است برای موفقیت جمعیت منتقل شده نیاز به کنترل طعمه خواران و رقبا باشد. شایان ذکر است که افرادی که از طبیعت صید می شوند با توجه به سازگاری هایی که در محیط های طبیعی کسب کرده اند در مقایسه با افرادی که در حصار تکثیر شده اند در برنامه های انتقال موفق ترند.
4- عدم توجه کافی به ژنتیک جمعیتها، جمعیت شناسی و بوم شناسی حیات وحش در برنامه های انتقال گونه ها. این موردکه ممکن است بندرت در کشورهای در حال توسعه مشاهده شود شامل انتخاب تصادفی افرادی از یک جمعیت و انتقال آنها به منا طق دیگر بدون توجه به ویژگیهای ژنتیک و دموگرافیک جمعیتهای مبدا و هدف و همچنین نیازهای بوم شناختی گونه می باشد.
با توجه به موارد ذکر شده می توان گفت انتقال گونه ها نیاز به منابع مالی و انسانی قابل توجهی داشته و در عین حال احتمال شکست در آن بالاست، لذا بعنوان یک راهکار حفاظتی در وهله اول توصیه نمی شود مگر اینکه توجیه حفاظتی قوی داشته باشد. این توصیه در حالی صورت می گیرد که فرض بر این است که در برنامه های انتقال، متخصصین حفاظتی حضور دارند و جمعیت مناسب برای انتقال از نظر ژنتیکی مورد بررسی قرار گرفته و ترکیب مناسب سنی- جنسی افرادی که انتقال می یابند تعیین شده است. عدم توجه به مسائل ژنتیک نه تنها خطراتی را برای بقاء جمعیت منتقل شده بوجود می آورد، بلکه خود می تواند مشکلات جدی برای گونه مورد نظر ایجاد کند.
همامي، محمودرضا. 1388. معرفي مجدد و انتقال گونه ها به مناطق ديگر براي حفاظت. گزارش ارايه شده به اداره كل حفاظت محيط زيست خوزستان.
اين مقاله در شانزدهمين كنفرانس سراسري و چهارمين كنفرانس بين المللي زيست شناسي ايران(دانشگاه فردوسي مشهد-شهريور89) به صورت پوستري ارايه شده است.
بررسی رژیم غذایی آهوی ايراني در منطقه شكار ممنوع ميشداغ
روشنا بهباش1، محمود رضا همامی2 ، مهري ديناروند3 ، سيد باقر موسوي4، خديجه خاكجسته5 . بهرام كيابي6
1- مربی گروه محیط زیست ، دانشگاه آزاد اسلامی - اهواز
2- استادیار دانشکده منایع طبیعی، دانشگاه صنعتی اصفهان
3- هيات علمي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي خوزستان
4- محيط بان ، اداره كل حفاظت محيط زيست خوزستان
5- دانش آموخته رشته محيط زيست ، دانشگاه آزاد اسلامی - اهواز
6- دانشيار ، دانشكده علوم زيستي ، دانشگاه شهيد بهشتي
به دلیل کاهش روزافزون جمعیت های آهوی ایرانی (Gazella subgutturosa) در کل گستره پراکندگی آن در دنیا، اين گونه از طبقه نزديک به تهديد (Near threatened ) در سال 2003 به رده آسيب پذير(Vulnerable) در طبقه بندي سال 2006 آي يو سي ان (IUCN) انتقال يافته است. بقاء آخرین جمعیت های آهوی ایرانی در غرب كوه هاي زاگرس بویژه جمعیت های کوچک جنوب و جنوب غرب ایران منوط به اقدامات حفاظتی عاجل است. این در حالی است که اطلاعات بسیار اندکی در مورد زیست شناسی آهوی ایرانی در ایران وجود دارد. منطقه شكار ممنوع ميشداغ در استان خوزستان با وسعتي حدود 59301 هكتار، در فاصله 45كيلومتري شهر سوسنگرد، تنها منطقه استان خوزستان است كه جمعيت كوچكي از آهوي ايراني را همچنان در خود حفظ نموده است. رژيم غذایی آهو در اين منطقه در طول يك سال (از مهر 1386 تا مهر 1387) با استفاده از روش مشاهده مستقیم بررسی و فراوانی نسبی گونه ها در رژیم غذایی آهو با توجه به تکرار مشاهدات مشخص گردید. با توجه به مشاهدات صورت گرفته بر روي 91 راس آهو، مشخص شد كه آهوان از حداقل 20 گونه گیاهی متعلق به 11 خانواده تغذیه می کنند. برخي از گياهان بيشتر مورد توجه آهوان بودند كه از آن جمله مي توان به استبرق (Calotropis procera)، كهورك (Prosopis stephaniana)، باتلاقي شور(Halocnemum strobilaceum) كهور پاكستاني (Prosopis juliflora)، بارهنگ (Plantago ovata)، نعنايي (Heliotropium digynum) و اسكنبيل (Calligonum intertexta) اشاره نمود. نتايج بدست آمده در اين مطالعه با نتايج بدست آمده از بررسي رژيم غذايي آهوي ايراني در منطقه حفاظت شده مند در استان بوشهر مقايسه شده است.
چکیده :
آهوی ایرانی Gazella subgutturosa زوج سمی است که به جنس Gazella تعلق دارد. بررسی های تاکسونومیک نشان داده است که جمعیت های آهوی ایرانی شرق کوه های زاگرس در سطح زیرگونه از جمعیت های موجود در غرب کوه های زاگرس متفاوتند. غالب جمعیت های موجود در غرب کوه های زاگرس در حال حاظر منقرض شده و تنها جمعیت های کوچکی در خوزستان، ایلام وکرمانشاه باقی مانده است. این گونه در ارزیابی 2006 و 2010IUCN در طبقه آسیب پذیر قرارگرفته است و نسبت به سال 2002، وضعیت وخیم تری را نشان می دهد. در این پژوهش به منظور احیا زیرگونه غرب زاگرس، در منطقه شکار ممنوع دیمه رامهرمز، زیستگاه دیمه از جنبه هاي گوناگون مورد بررسی قرار گرفت. اين منطقه با وسعتي حدود 15300 هكتار در 15 كيلومتري جنوب رامهرمز، از سال 1373 به مدت 3 سال و سپس از سال 1386 به مدت 5 سال به عنوان منطقه شكار ممنوع اعلام شده است. رودخانه جراحي و تعدادي چشمه از جمله معله گات، ريگي و درب العين، تشكيل دهنده منابع آب منطقه هستند.
در اين بررسي 178 گونه گياهي متعلق به 49 خانواده شناسايي شد. اشنان(Seidlitzia rosmarinus)، سياه شور مصري(Suaeda aegyptica)، باتلاقي شور(Halocnemum strobilaceum)، سلمكي(Atriplex leucoclada)، بومادران(Achillea eriophora)، ارزق(Chrozophora hierosolymitana)، بهمن(Stipa capensis)، گون بادكنكي(Astragalus fasciculifolius) و قيچ(Zygophyllum eurypterum)، ازجمله اين گياهان هستند. بطوركلي 6 تيپ گياهي در منطقه شناسايي شد. هر تيپ با تعدادي از گياهان شاخص خود شناخته مي شود. تيپ 6، دربرگيرنده مناطق به زيركشت رفته بود و در اين مطالعه چندان مورد توجه قرار نگرفت زيرا پس از تغيير كاربري، ديگر بخشي از زيستگاه آهو به شمار نمي رود. مساحت و موقعيت هر يك از تيپ ها، بر روي نقشه تيپ پوشش گياهي ارايه شده است.
طي اين مطالعه با دو روش مشاهده مستقيم و مصاحبه (و پرسشنامه)، تعدادي گونه جانوري شناسايي شد كه از آن جمله مي توان به تيهو (Ammoperdix griseogularis)، دراج (Francolinus francolinus) و سنگ چشم پشت بلوطي (Lanius vittatus) از پرندگان، پامسواكي كوچك (Jaculus jaculus)، خرگوش (Lepus capensis) و روباه (Vulpes vulpes) از پستانداران و سوسمار خاردم بين النهرين (Uromastyx loricatus)، آگاماي استپي (Trapelus agilis) و آگاماي صخره اي فلس درشت (Laudakia nupta) از خزندگان، اشاره نمود.
رژيم غذايي آهوي ايراني بصورت اجمالي در دو منطقه حفاظت شده مند (بوشهر) و منطقه ميشداغ(خوزستان)، مورد بررسي قرار گرفت. در منطقه مند گياهانArtemisia scoparia, Atriplex leucoclada, Lycium shawii و در ميشداغ Calligonum intertextum, Caparis spinosa, Plantago ovata ، ازجمله گياهان مورد تغذيه بودند.
نظر به اينكه احتمال انتقال آهو از منطقه حفاظت شده مند بوشهر به ديمه (جهت احياي آهو در ديمه)، مطرح شده بود، تعدادي جمجمه آهو متعلق به منطقه مند، مورد بررسي قرار گرفت. بررسي ها نشان داد كه جمجمه هاي ياد شده شباهت بسياري به جمجمه آهوان خارك داشته و با توجه به تفاوتي كه با آهوان خوزستان دارند، انتقال آهوان از مند به ديمه، به هيچ عنوان توصيه نمي گردد.
بررسي ظرفيت برد تغذيه اي زيستگاه آهو در منطقه شكار ممنوع ديمه، نشان داد كه منطقه ياد شده، توانايي تغذيه حدود 1869 راس آهو را در طول سال دارد. براي اين منظور تنها به توليد گياهي در مناطقي كه داراي شيب زير 25 درصد هستند، توجه شده است. همچنين با توجه به اينكه شرايط محيطي در طول سال، يكسان نيست، ظرفيت برد تغذيه اي با توجه به فصل سخت كه در منطقه ديمه، حدود 123 روز و دربرگيرنده ماه هاي تير، مرداد، شهريور و مهر است، اندازه گيري شد. بر اين اساس، منطقه توان تغذيه 1417 راس آهو را در طول سال دارد. نكته مهم اين است كه ظرفيت برد تغذيه اي برآورد شده براي آهو، بصورت بالقوه و با فرض اينكه هيچ دامي (دام ثابت روستاييان و دام موقت عشاير) در منطقه حضور نداشته باشند، محاسبه شده است و با توجه به توليد پايين منطقه و حضور دام در آن، منطقه مورد مطالعه حتي توان تغذيه دام را نيز ندارد و روستاييان كمبود علوفه مورد نياز دام خود را با گياهان باقي مانده در كشتزارها پس از درو و يا خريد علوفه جبران مي كنند، بنابراين انتظار نمي رود منطقه ديمه توان تغذيه اين تعداد آهو را در شرايط فعلي داشته باشد.
با توجه به اينكه منطقه ميشداغ به عنوان تنها زيستگاه داراي آهوي ايراني در استان خوزستان شناخته مي شود، چند نوبت مورد بازديد قرار گرفت و نظر به اينكه احتمال استفاده از آن به عنوان تنها منبع جهت زنده گيري آهو و انتقال آن به ديمه، دور از ذهن نبود، تحليل زيستمندي جمعيت (PVA) براي جمعيت آهوان اين منطقه با استفاده از نرم افزار Vortex انجام گرفت و كمينه جمعيت زيستا (MVP)، مشخص گرديد. جمعيت گونه در يك برآورد احتياط آميز، 30 راس درنظر گرفته شد و بر اين اساس، احتمال انقراض براي100سال آينده 752/. ، احتمال بقا 248/. و كمينه جمعيت زيستا، 150راس آهو محاسبه شد.
جهت شناسايي مناطق مطلوب منطقه شكار ممنوع ديمه جهت زيست آهو، از نقشه تلفيقي شيب، تيپ پوشش گياهي و منابع آب استفاده شد. بر اساس مطالعه هاي انجام شده در ساير مناطق، شيب بين 0 تا 25 درصد (تا حداكثر 30 درصد)، به عنوان شيب مناسب براي زيستگاه آهو معرفي شده است. در برخي منابع شيب 0 تا 10 درصد، به عنوان شيب مناسب تر و فاصله مناسب تا منبع آب، كمتر از 5 كيلومتر، قيد شده است. در اين پژوهش، مناسب ترين شيب در يكي از كم توليدترين مناطق (تيپ 1 پوشش گياهي)، و با منابع آبي بسيار محدود، قرار گرفته است. مهم اين است كه پس از رهاسازي آهو به درون منطقه (پس از تكثير در حصار)، گونه امكان دستيابي ايمن به همه مناطق و عرصه ها را داشته باشد. پس از بررسي هاي مختلف، بويژه از نظر شيب، بخش هايي از منطقه شمالي منطقه شكار ممنوع ديمه، با توجه به نقشه تلفيقي، جهت انتخاب محدوده حصارکشی مورد توجه قرار گرفتند. لازم به یادآوری است که این بخش از نظر منابع آب، به شدت فقیر و بخش زیادی از آن به زیرکشت رفته است. در بخشی از سال، محل حضور عشایر و چرای دام آنها و نیز محل چرای دام روستاییان بوده و قسمت هایی از آن، از نظر بهره برداری از معدن شن و ماسه، مورد توجه متقاضیان این نوع بهره برداری می باشد. نوع تیپ گیاهی در محدوده طبیعی (کشت نشده) تیپ 1 است که هر 68/9 هکتار آن توان تغذیه 1 راس آهو را دارد. در این تیپ، نخست 5 محدوده (4 منطقه 160 هکتاری و 1 منطقه 240 هکتاری) انتخاب شد و سپس به ترتيب اولويت محدوده هاي 3، 4 و 1 جهت حصاركشي تاييد شدند.
تصاویری از رها سازی آهوی ایرانی در سایت دیمه
عوامل تهديد كننده آهوي ايراني در ميشداغ
1- جنگ تحمیلی که باعث کشته شدن یا گریختن آهوان و همچنین مجهز شدن شکارچیان و افراد محلی به اسلحه های جنگی شد.
2- حضور عشایر که از ایلام و کرمانشاه به منطقه کوچ می کنند و چرا ی دام آنها ، که علاوه بر صدمه زدن به پوشش گیاهی و رقابت غذایی با گونه های وحشی ، منطقه را نا امن نموده و حرکت شن های روان را نیز سریعتر می کند .
3- کم بودن بارش وکاهش دبی منابع آبی در فصل خشک. 
4- برنامه های مختلف تبدیل اراضی که طی سالهای آتی می تواند سیمای منطقه را بطور کلی دگرگون کند . همچنین توسعه برنامه های عمرانی در جریان توسعه شبکه آبیاری و زهکشی سد کرخه درون منطقه . این عملیات علاوه بر ایجاد ناامنی وتاثیر مستقیم بر فعالیت وحوش ، سیمای محیط را بطور کلی بر هم زده و سبب تخریب کامل پوشش گیاهی در حوزه عملیاتی می گردد . ایجاد ناامنی بویژه در فصل جفت گیری و زایمان ، تاثیر منفی بر وحوش منطقه بویژه گونه آهو می گذارد (اردشیر امینی . 1386 . معرفی اجمالی منطقه میشداغ . گزارش منتشر نشده ، اداره کل حفاظت محیط زیست استان خوزستان .) .
5- وجود پادگان های نظامی و جاده ترانزيتي در منطقه.
6- شکار غیر مجاز آهو و سایر جانوران .( شکار آهو با نورافکن در شب یا تعقیب با موتورسیکلت).
7- صید بره آهو توسط چوپانان بصورت زنده .
8- 8- شی سد کرخه درون منطقه . این طعدم امنیت به سبب نبودن پست های محیط بانی در منطقه و مسافت زیاد از مرکز حوزه استحفاظی .
9- استفاده مشترک از منابع آب منطقه توسط گله های دام اهلی و وحوش بویژه آهو که می تواند منجر به انتقال بیماری شود .
10- وجود حیوانات طعمه خواری مانند گرگ به عنوان دشمن طبیعی (اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان . 1374 . گزارش پروژه گونه های نادر جانوری وگیاهی استان خوزستان ) .
11- با توجه به تفریحگاه بودن منطقه ، طبیعتگردان زیادی به آن جذب می شوند . این امر علاوه بر ایجاد نا امنی در منطقه ، آلودگی محیط را نیز در پی خواهد داشت (مهدي ، شريفي . 1386. معرفی اجمالی منطقه ام الدبس . گزارش منتشر نشده ، اداره حفاظت محیط زیست دشت آزادگان ) .
برخي مطالعه هاي انجام شده در مورد آهوي ايراني :
- ایران :
1- پروژه گونه های نادر گیاهی وجانوری استان خوزستان .
در این پژوهش ، آهو در کنار چند گونه دیگر به عنوان یکی از گونه های نادر در منطقه شکار ممنوع دیمه مورد بررسی قرار گرفت و عوامل تهدید کننده واحیا کننده زیستگاه و گونه ، مورد توجه واقع شد.در این پژوهش ، طی 12 بار مشاهده آهو در منطقه ( طی 53 بار مراجعه به منطقه) ، در مجموع 16 راس آهو مشاهده شد ( اداره کل حفاظت محیط زیست استان خوزستان، 1374) .
2- پروژه گونه های نادر گیاهی و جانوری استان خوزستان.
در این مطالعه ، بررسی وضعیت گونه ها و از جمله آهو ادامه یافت . بویژه پوشش گیاهی منطقه دیمه و تیپ جوامع گیاهی آن مورد بررسی دقیق تر قرار گرفت .ولی طی 50 بار مراجعه به منطقه هیچ آهویی مشاهده نشد ( اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان، 1375) .
3- بررسی وضعیت آرایه شناختی و انتشار آهوان ایران .
تا کنون 3 گونه آهو از ایران گزارش شده است . آهو ایرانی Gazella subgutturosa ، آهوی هندی (جبیر) G.bennetti. و آهوی کوهی G.gazell . در این بررسی تعدادی از صفات زیست شناختی جمجمه های آهوی ایرانی و جبیر ( طول جمجمه ، طول شاخ ، شکل استخوانهای بینی وعرض کاسه سر) اندازه گیری گردید . اندازه های جمجمه های آهوی ایرانی با استفاده از فراکافت مؤلفه اصلی و داده های مربوطه جبیر با استفاده از فراکافت متمایز کننده چند وردایی مورد بررسی قرار گرفت . نتیجه فراکافت مؤلفه اصلی ، معرفی یک زیر گونه جدید از آهوی ایرانی درغرب کوههای زاگرس بود . در حالیکه G.s.seistanica از G.s.subgutturosa متمایز نگشته است .
در ایران 3 زیر گونه از جبیر وجود دارد .
1) G.B.fusci frons
2) G.b.shikari
3) G.b.karamii
ولی به احتمال زیاد زیر گونه سوم منقرض شده است . اندازه های 5 صفت حاصل از زیست سنجی بدن آهوی ایرانی با استفاده از طرح کاملاً تصادفی نامتعادل و آزمون چند گستره دانکن ، تجزیه و تحلیل گردید . این آزمون ها بیانگر تفاوتهای زیست شناختی میان آهوان جزیره خارک و سایر جمعیت های آهوی ایرانی در شرق کوههای زاگرس می باشد. گستره پراکندگی آهوی کوهی محدود به جزیره فارو در خلیج فارس است و از کویر مرکزی ایران به این جزیره منتقل نشده است. زیستمندی جمعیت های کوچک اندازه آهوی ایرانی در طول 100 سال آینده با استفاده از نرم افزار Vortex پیش بینی شده است . اطلاعات مربوط به عادات غذایی و نیازهای زیستگاهی که در پیش بینی گستره پراکندگی گونه ها کاربرد دارد، در ارتباط با اعضای سرده Gazella مورد بحث قرار گرفته اند . همچنین رفتار شناسی آهوان ایران بیان شده و رفتار های فصل مستی آهوی ایرانی در پناهگاه حیات وحش کلاه قاضی تشریح شده است . حداقل اندازه جمعیت پاینده برای آهوی ایرانی ، 200 راس می باشد (همامی ، 1373 . پایان نامه کارشناسی ارشد رشته محیط زیست ، دانشگاه تهران ) .
4- برآورد ظرفیت برد تغذیه ای زیستگاه آهو در پارک ملی کلاه قاضی .
در این مطالعه میزان تولید گونه های مورد مصرف آهوی ایرانی در فصل بهار با روش نمونه بهرداری مضاعف اندازهگیری شد .سپس با توجه به فاکتورهایی مثل ارزش رجحانی گونه ها و حد بهره برداری مجاز ، میزان علوفه قابل دسترس زیستگاه برآورد گردید . در نهایت با توجه به نیاز روزانه آهوی ایرانی ، گنجایش برد تغذیه ای زیستگاه آهو در یک دوره یکساله برابر 951 راس برآورد شد . رژیم غذایی آهوی ایرانی در دو فصل زمستان و بهار با استفاده از روش های بهره برداری از گیاهان و آزمایش کافه تریا مشخص شد مقدار پروئین گونه های مورد مصرف آهوان با استفاده از روش کلدال در دو فصل زمستان و بهار تعیین و مورد مقایسه قرار گرفت .مقدار پروتئین بهار به طرز معنا داری بیشتر از پروتئین زمستان بود . بر پایه این پژوهش آهو در پارک ملی کلاه قاضی از گونه های زیر تغذیه می کند :
1) Pteropyron aucheri
2) Artemisia siberi
3) Teucrium polium
4) Stipagrostis plumosa
5) Stipa barbata
6) Anabasis aphilla
7) Scariolla orientalis
8) Noea mucronata
9) Launaea acanthodes
همچنین فورب ها و گراس های یک ساله که هر یک از آنها در دو فصل مذکور ارزش های رجحانی متفاوتی دارند مورد تغذیه آهو قرار می گیرند (عجمی ، 1381. پایان نامه کارشناسی ارشد رشته محیط زیست ، دانشگاه تهران ) .
5- مطالعات بوم شناختی و زیستی آهوی دشت سهرین .
این پژوهش در منطقه حفاظت شده سرخ آباد واقع درشمال استان زنجان انجام شده است . بخش های دشتی این منطقه با نام محلی دشت سهرین یکی از زیستگاههای مهم آهوی ایرانی (Gazella subgutturosa ) است . دراین پژوهش وضعیت بوم شناختی و زیستی این گونه در این منطقه مطالعه شد . جمعیت آهوی ایرانی در دشت با استفاده از روش شمارش در ترانسکت برآورد شد . الگوی توزیع آن با استفاده از نمایه های انتشار ، تعیین شد. اندازه های زیستی آهوان شکار شده در فصل شکار طی سالهای 81 ، 80 ثبت و با داده های سال 74 ، 79 مقایسه شد . دیدگاه جوامع محلی نسبت به حضور این گونه در این دشت با پخش پرسشنامه جمع آوری وتحلیل شد. جمعیت گونه در اسفند 81 ، برآورد شد . الگوی انتشار در سطح زیستگاه کپه ای بود . میانگین وزن آهوان نر بالغ و میانگین طول بدن ، میانگین وزن آهوان ماده و میانگین طول کل بدن آنها اندازه گیری شد . مردم محلی از تعداد حقیقی آهو در دشت اطلاع داشتند . اما این تعداد را مناسب زیستگاه دانسته و سایرین خواستار کاهش تعداد آن بودند (شمس اسفند آباد .1382. پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه تهران) .
6- بررسی مطلوبیت زیستگاه آهو در منطقه حفاظت شده کالمند بهادران یزد .
بر اساس این پژوهش ، مشخص شد که ارتفاع زیاد (2000-1800 متر ) می تواند از عوامل محدود کننده پراکنش آهو در منطقه مورد مطالعه باشد . در این منطقه پراکنش آهو تا شیب 15 درصد، مشاهده شد .
البته بیشترین فراوانی در مناطق با شیب 2-0 دیده شد می توان گفت در منطقه کالمند – بهادران، دامنه شیب 10-0 درصد جهت زیست گونه مناسب ترین است . آهو زندگی در تیپ گیاهی درمنه را نسبت به سایر تیپ های گیاهی منطقه ، ترجیح می دهد ، آهو از این تیپ که ترکیبی است از درمنه ، گیاهان علفی فصلی و گونه های شور پسند جهت تغذیه ، استراحت و پناه استفاده می کند . بیشترین فراوانی آهوان در فاصله کمتر از 5 کیلومتری منابع آبی دیده شد . البته در فصل تابستان این فاصله کمتر می شود . پراکنش آهوان منطقه تا نزدیکی سکونتگاههای موجود در منطقه ادامه می یابد تا فاصله 1000 متری سکونتگاهها ، فراوانی آهوان ناچیز بود (اکبری هارونی ، 1383 . پایان نامه کارشناسی ارشد رشته محیط زیست ، دانشگاه تربیت مدرس نور . ).
7- برآورد ظرفیت برد تغذیه ای زیستگاه آهو در منطقه حفاظت شده کالمند – بهادران مهریز یزد .
این مطالعه در منطقه حفاظت شده کالمند – بهادران انجام شده است. این منطقه با مساحت 250000 هکتار در 50 کیلومتری جنوب شرقی یزد قرار دارد و از سال 1355 به عنوان منطقه شکار ممنوع و از سال 1370 حفاظت شده اعلام شد. در منطقه مورد مطالعه ابتدا به تعیین محدوده انتشار آهو پرداخته شد ، برای این کار علاوه بر جمع آوری نتایج مطالعات دیگران و تجربیات محیط بانان ، به انجام عملیات میدانی وثبت مشاهدات نیز پرداخته شد و پس از آن نقشه تیپ بندی پوشش گیاهی در محدوده انتشار آهو تهیه و در سامانه اطلاعات جغرافیایی رقومی گردید . برای تعیین رجحان غذایی گونه از تلفیقی از روش های مختلف ( مشاهده مستقیم ، فیلم برداری ) بهره گرفته شد و پس از آن زی توده گیاهی منطقه از طریق نمونه برداری مضاعف بر آورد گردید . به منظور تعین کیفیت غذایی علوفه مصرفی آهو میزان پروتئین گونه های مورد مصرف آهو در منطقه به روش کجلدال تعیین شد . براساس نتایج مطالعه درمنطقه مورد مطالعه گونه های نسی ، به به شور ، درمنه و گل گینو برای آهو دارای ارجحیت غذایی می باشند . ( گل گینو) Tecrium polinim ، ( درمنه ) Artemisia siberi ( نسی) plumosea Stipagrostis ، ( به به شور ) Salsola Tomentosa میزان زی توده گیاهی در دسترس آهو در منطقه مورد مطالعه سالانه 1238/ 1989627 کیلو گرم برآورد شد و بر این اساس، میزان ظرفیت برد تغذیه ای زیستگاه آهو 3893 راس درکل منطقه برآورد شد. نتایج این مطالعه نشان داد منطقه کالمند – بهادران به لحاظ تامین نیارهای غذایی ، توان نگهداری جمعیت آهو بیش از جمعیت کنونی را دارا می باشد اما برخلاف ظرفیت بالای منطقه جمعیت موجود به مزارع هجوم می برند وحتی توسط مزرعه داران شکار می شوند . براساس نتایج حاصله از روش کجلدال درمنه بیشترین مقدار پروتئین با میزان 37 /11 درصد را دارا می باشد . لازم به ذکر است پوشش غالب منطقه درمنه می باشد که این گونه علی رغم میزان پروتئین بالا به تنهایی قادر به تامین نیاز غذایی آهو در تمام فصول سال نمی باشد و این دشواری در کنارسایر موارد سبب هجوم آهوان به مزارع کشاورزی ونابودی آنها می شود .
همچنین بررسی رجهان غذایی آهوی ایرانی در دشت زردابه پناهگاه حیات وحش خوش ییلاق توسط (مولوی ، 1978) نشان داد که 86 درصد رژیم غذایی این گونه را بوته ها ،11 درصد علف ها و تنها 3 درصد آنرا فورب ها تشکیل می دهد . سرشاخه خواری در طول ماههای تابستان افزایش می یابد و در پژوهش دیگر که در مورد رژیم غذایی طبیعی غزال ریم عربی( Gazella subgutturosa marica ) با استفاده از روش تجزیه سرگین در بحرین ، توسط محمد و همکاران (1991) انجام شده ، مشخص شده است که آهوان از11 گونه گیاهی استفاد می کنند ولی رژیم غذایی اصلی شامل دوگونه است : Helianthemum lippi ( که پروتئین بالایی دارد وکمتر از 50 % آن را آب تشکیل می دهد ) و H . cripum ( که بیش از 72 % آن را آب تشکیل داده و مقدار کمی پروتئین دارد ) (مائده دهقاني . 1386 . پایان نامه کارشناسی ارشد رشته علوم محیط زیست ، دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد علوم وتحقیقات اهواز . ) .
8- بررسی زیستگاه و جمعیت گونه های جانوری نادر و حمایت شده ایلام .
مشخص شده است ، تا 20 سال گذشته در دشتهای مهران و دهلران استان ایلام ، گله های 400 تایی از این گونه شمارش می شد. هم اکنون نسل این گونه در سطح استان ایلام کاملا در معرض تهدید است. طی سرشماری های انجام شده در سالهای 82،81،80،79 به ترتیب 15،5،10،8 راس آهو ، شمرده شده است.در سال 84 تنها 3 راس در دشت دهلران در قسمت بیات دیده شد که این امر نشان دهنده وضعیت خطرناک جمعیت آهوی ایرانی در ایلام است (عبد العلی کرمشاهی. 1384 . اداره کل حفاظت محیط زیست ایلام ) .
۹- بررسی رژیم غذایی آهوی ایرانی در منطقه حفاظت شده مند .
محمود رضا همامی 1 ،روشنا بهباش 2 ، معصومه دهقانی3
1- استادیار گروه محیط زیست ، دانشگاه صنعتی اصفهان.
2 - مربی گروه محیط زیست ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز.
3- کارشناس بخش محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست بوشهر.
بدلیل کاهش روزافزون جمعیتهای آهوی ایرانی (Gazella subguttrosa) در کل گستره پراکندگی آن در دنیا، اين گونه از طبقه نزديک به تهديد (Near threatened ) در سال 2003 به رده آسيب پذير(Vulnerable) در طبقه بندي سال 2006 آي يو سي ان (IUCN) انتقال يافته است. بقاء آخرین جمعیتهای آهوی ایرانی بویژه جمعیتهای کوچک غرب و جنوب ایران منوط به اقدامات حفاظتی عاجل است. این در حالیست که اطلاعات بسیار اندکی در مورد زیست شناسی آهوی ایرانی در ایران موجود است. منطقه حفاظت شده مند در استان بوشهر ، یکی از مهمترین زیستگاههای آهوی ایرانی است که با وسعت تقریبی33000 هکتار در فاصله 135 کیلومتری شهر بوشهر قرار گرفته و طبق آخرین سرشماری انجام شده توسط سازمان حفاظت محیط زیست، حدود 310 راس آهو را در خود جای داده است. عادات غذایی آهو در منطقه حفاظت شده مند در دو فصل پاییز 86 و بهار 87 ، با استفاده از روش مشاهده مستقیم، بررسی گردید و فراوانی نسبی گونه ها در رژیم غذایی آهو با توجه به تکرار مشاهدات مشخص گردید. با توجه به مشاهدات صورت گرفته، آهوان این منطقه از حداقل 19 گونه گیاهی متعلق به 10 خانواده تغذیه می کنند که از این میان، 3 خانواده Fabaceae ، Chenopodiaceae و Poaceae بیشترین تعداد گونه های مصرفی توسط آهو را به خود اختصاص داده اند. از جمله گیاهان مورد تغذیه آهو می توان به یونجه (Medicago polymorpha) و نوعی ماشک (Vicia monantha) با درجه خوشخوراکی 1 ، سلمکی (Atriplex leucoclada) و زیبای شوره زار (Halocharis sulphurea) با درجه خوشخوراکی 2 و خاردیو (Lycium shawii) و گز (Tamarix ramosissima) با درجه خوشخوراکی 3 ، اشاره نمود .
سومین همایش بین المللی زیست شناسی ایران - ۲۹ تا ۳۱ مرداد ۱۳۸۷-دانشگاه تهران
- جهان :
9- بررسی رژیم غذایی غزال دورکاس با استفاده از روش تجزیه سرگین در مراکش .
این پژوهش نشان داد که در تابستان فورب ها و بوته ها که 24% از علوفه موجود را شامل می شوند ، 93% رژیم غذایی آهو را در این فصل تشکیل می دهند . در پاییز مصرف بوته ها به 63 % افزایش می یابد . مصرف گراس ها در فصل بهار تا50 % افزایش یافته واین میزان برای بوته ها 2% است ((Loggers, c.1991 .Mammalian, t.55,n2 .
10- مطالعه بوم شناختی آهوی دورکاس و رژیم غذایی آن در ذخیره گاه طبیعی ملی تنر در نیجر .
در این بررسی که طی ماههای ژوئن 1983 تا مارس 1984 انجام شد ، ارجهیت غذایی با استفاده از دنبال کردن ردپاهای آهو در کنار گیاهان چوبی و علفی ، تعیین گردید . مشاهده ها نشان داد که میزان جابجایی آهو در کنار بوته ها می تواند به عنوان شاخص تغذیه بکار برده شود . آهوی دورکاس بیشتر یک سرشاخه خوار است و درختان
Balanites aegyptia , Acacia tortilis و فورب Chrozophora brocchiana
گونه های اصلی مورد مصرف هستند ((Cretenberger, j. 1987. Mammalian, t.51, n.4. .
رده بندي آهو:
آهوی ایرانی Gazella subgutturosa زوج سمی است که به خانواده Antilopidae ، زیر خانواده Antilopinae ، تبار Antilopini و جنس Gazella تعلق دارد . این گونه از چین و مغولستان تا شبه جزیره عربستان پراکندگی دارد و درگذشته ، در تمامی زیستگاههای دشتی ایران وجود داشته است .
تا کنون 3 گونه آهو از ایران گزارش شده است . آهو ایرانی Gazella subgutturosa ، آهوی هندی (جبیر) G.bennetti. و آهوی کوهی G.gazell .
در ایران 3 زیر گونه از جبیر وجود دارد .
1) G.B.fusci frons
2) G.b.shikari
3) G.b.karamii
ولی به احتمال زیاد زیر گونه سوم منقرض شده است . بررسي هاي انجام شده بیانگر تفاوتهای زیست شناختی میان آهوان جزیره خارک و سایر جمعیت های آهوی ایرانی در شرق کوههای زاگرس می باشد. گستره پراکندگی آهوی کوهی محدود به جزیره فارو در خلیج فارس است و از کویر مرکزی ایران به این جزیره منتقل نشده است. به طور کلی بررسی های صورت گرفته ، نشان داده است که جمعیت های آهوی ایرانی موجود در شرق کوههای زاگرس به زیر گونه G.s.subgutturosa تعلق دارند . در حالیکه جمعیتهای موجود در غرب کوههای زاگرس شامل جمعیتهای موجود در استانهای خوزستان ، کرمانشاهان ، همدان ، کردستان و لرستان ، به زیر گونه دیگری ( G.s. species ) تعلق دارند . غالب جمعیتهای موجود در غرب کوههای زاگرس در حال حاضر منقرض گردیده اند ( از جمله جمعیت های موجود در استانهای کردستان ، همدان و لرستان ) و تنها جمعیتهای کوچک باقیمانده در دراستان خوزستان و کرمانشاهان دیده می شوند . آهوان غرب کوههای زاگرس از نظر شکل ظاهری ، ویژگی های دو زیر G. s . subgutturosa گونه و G . s . marica (که دومی در شبه جزیره عربستان دیده میشود) را نشان می دهند . در G . s. marica ماده ها نیز دارای شاخ های بلندی هستند که تا طول شاخ نرها می رسد ، در حالیکه در زیر گونه ای ایرانی ، ( G . s . subgutturosa ) ، ماده ها فاقد شاخ هستند . در زیر گونه غرب کوههای زاگرس که احتمالاً به نام زیر گونه khuzistanica نامگذاری خواهد شد ، درصدی از ماده ها دارای شاخهای کوتاه هستند .
نرها دارای جثه نسبتاً کوچکتر در مقایسه با G . s . subgutturasa می باشند ، ولی طول شاخ آنها کوچکتر نیست . در جزیره خارک زیر گونه سومی از آهوی ایرانی به چشم می خورد که از نظر ویژگی های جمجمه با دو زیر گونه یاد شده ، متفاوت است . جمعیت هایی از زیر گونه khuzistanica در عراق و مناطق مرزی بین ایران و عراق نیز دیده میشوند .. غالب جمعیتهای این زیرگونه در حال حاظر منقرض شده و تنها جمعیتهای کوچکی در خوزستان ، ایلام وکرمانشاهان باقی مانده است . این گونه در ارزیابی 2006 IUCN در طبقه آسیب پذیر قرارگرفته است و نسبت به سال 2002 ، وضعیت وخیم تری را نشان می دهد . وضعیت گونه در سطح ملی نیز ، آسیب پذیر عنوان شده است . در سطح زیرگونه وضعیت ممکن است بدتر باشد (Hemami , M. & Groves c. p. (2001) .Global Antelope Survey & Regional Action Plans : Iran . In : Mallon D.P. & Kingswood , S.C. (eds),Antelopes : Part 4 . North Africa , the Middle East & Asia .IUCN Gland , Switerland & Cambridge , UK .pp.114-118.
و همامی ، محمودرضا . 1373 . بررسی وضعیت آرایه شناختی و انتشار آهوان ایران . پایان نامه کارشناسی ارشد رشته محیط زیست ، دانشگاه تهران . ) .